سرطان بیماری که با شنیدن اسمش ما را یاد درد های مزمن و درمان به صورت شیمیایی می اندازد . بیماری خطرناکی که با کم توجهی و درمان به موقع می تواند به راحتی جان فرد بیمار را بگیرد . متاسفانه این بیماری امروزه به صورت بسیار گسترده در سطح جهان و به خصوص ایران […]

سرطان

بیماری که با شنیدن اسمش ما را یاد درد های مزمن و درمان به صورت شیمیایی می اندازد . بیماری خطرناکی که با کم توجهی و درمان به موقع می تواند به راحتی جان فرد بیمار را بگیرد . متاسفانه این بیماری امروزه به صورت بسیار گسترده در سطح جهان و به خصوص ایران دیده می شود
سَرَطان یا سرتان یا چَنگار تقسیم نامتقارن سلول های بدن. سلول های سرطانی از سازوکارهای عادی تقسیم و رشد سلول ها جدا می افتند. علت دقیق این پدیده نامشخص است ولی احتمال دارد عوامل ژنتیکی یا مواردی که موجب اختلال در فعالیت سلول ها می شوند در هسته سلول اشکال وارد کنند، مانند مواد رادیو اکتیو، مواد شیمیایی و سمی یا تابش بیش از حد اشعه هایی مانند نور آفتاب. در یک جاندار سالم، همیشه بین میزان تقسیم سلول، مرگ طبیعی سلولی و تمایز، یک تعادل وجود دارد.

(( در عسلويه بيمار سرطانى زياد شده است))
جمله ىِ آشناىِ سالهاى اخير كه اين روزها وِرد زبان ساكنين عسلويه است – مرزبانان بى مُزد و منّت خليج فارس و ميزبانان نجيب بزرگترين پروژه صنعتى ايران ” ميدان گازى پارس جنوبى” – و خانواده هايى كه بيمارستان بدل به خانه دومشان شده است و در شهرى ديگر و به دور از زادگاه البته هزينه هاى كمر شكن آن نيز درد لاعلاج ديگرى است . خيلى ها اين وضعيت را به آب و هواى آلوده اين سالهاى عسلويه نسبت مى دهند .
سرطان ديگر كودك ، پير و جوان هم نمى شناسد و سرطان با مردم عسلويه سخن مى گويد

البته هيچ كس افزايش سرطان در شهرستان عسلويه را انكار نمى كند ليكن مسولين امر مى گويند هيچ تحقيقى مرتبط با تاثير آلاينده هاى صنعتى بر افزايش آمار ابتلاء به سرطان انجام نشده است.
آيا اين حق مردم ، ساكنين و شاغلين در اين شهرستان نيست كه يك تحقيق در اين خصوص انجام شود؟ سمن هاى زيست محيطى و فعالين اجتماعى در منطقه بارها در اين خصوص مطالبه گرى داشته اند ؛ همچنان دريغ از پاسخ !!!
در راستاى تحقق امنيت روانى جامعه كه از جمله ى حقوق شهروندى مصرح در قوانين مى باشد ، قطعاً مى بايست در خصوص تعيين منشأ بيمارى هاى لاعلاج شايع در منطقه پژوهشى انجام شود.
با توجه به كمبود سرانه تخت بيمارستانى و عدم دسترسى كافى به مراكز درمانى تخصصى و فوق تخصصى و با وجود عدم اجراى پيوست سلامت ( طبق قانون برنامه پنجم) توسط صنايع مستقر در منطقه ، علاوه بر بوميان ، ساكنين و شاغلين غير بومى كه آنان نيز غالباً متخصصين حوزه صنعت بوده و از سرمايه هاى انسانى كشور محسوب مى شوند ، علاوه بر آسيب هاى جسمى احتمالى ، از نظر روانى نيز دائم تحت تاثير اين پرسش بى پاسخ هستند.
اينجا همه آسمان را نشانه گرفته اند و ستون هاى آتش و دود ( فلرها) را به هم نشان مى دهند اما اينجا آب ، خاك ، دريا و هوا همه مسموميت مزمن را تحمل مى كنند. بخشى در مسير بادهاى سمى هستند و برخى بارانهاى اسيدىِ پاييزِ بهارى عسلويه را به نظاره نشسته اند.
با عنايت به عدم دسترسى به پژوهش مورد نظر نكته اى را كه با اطمينان مى شود بيان كرد اين است كه يك سرى آلاينده ها به محيط زندگى ما اضافه شده است و در كنار آن يكسرى ” سرطان ” ها بيشتر شده و اما اين را هم مى دانيم كه آلاينده هاى صنعتى منطقه هم داراى اثرات تنفسى و هم پتانسيل سرطان زايى دارند
بنظر مى رسد
-عدم اجراى طرح آمايش سرزمينى
-عدم استفاده از تكنولوژى جديد در طرح هاى صنعتى در راستاى حفاظت محيط زيست
-عدم پايبندى صنايع به پيوست سلامت
موجب توسعه نامناسب منطقه شده است و حالا چندين نسل از فعالين محيط زيست و مردم دست به گرييان اين عدم تناسب هستند
هواى كدر عسلويه علاوه بر اينكه ريه ها را مى سوزاند ، آرامش روانى ما را برهم زده است و آلاينده هايى كه بر خاك ما جارى اند و آب و دريا را نا ايمن ساخته اند نه فقط آينده فرزندان ما بلكه ” حال ما را هم خراب كرده است!”

مسولين محترم
تصميم سازان گرامى
لطفاً به اين دو پرسش ما پاسخ دهيد؛

  • نوع و ميزان آلودگى در عسلويه چقدر است ؟
  • چه ارتباطى بين اين آلايندگى هاى زيست محيطى و ميزان رشد سرطان وجود دارد ؟