بسمه تعالی «و اذا تولّی سعی فی الأرض لیفسد فیها و یهلک الحرث و النّسل»؛ اینها کسانی هستند که در روی زمین فساد می‌کنند؛ هم انسانها را به نابودی می‌کشانند و هم فرآورده‌­های زمین را تخریب می‌­کنند.» « سیاست برای چیست؟ اقتصاد برای چیست؟ خدمات گوناگون شهری و کشوری برای چیست؟ اصلاً پیشرفت کشور برای […]

بسمه تعالی

«و اذا تولّی سعی فی الأرض لیفسد فیها و یهلک الحرث و النّسل»؛ اینها کسانی هستند که در روی زمین فساد می‌کنند؛ هم انسانها را به نابودی می‌کشانند و هم فرآورده‌­های زمین را تخریب می‌­کنند.»

« سیاست برای چیست؟ اقتصاد برای چیست؟ خدمات گوناگون شهری و کشوری برای چیست؟ اصلاً پیشرفت کشور برای چیست؟ پیشرفت برای این است که انسانها زندگی سالم و مطلوبی داشته باشند. اگر محیط زیست تخریب شد، همه‌ی اینها باطل خواهد شد.اهمیت محیط زیست اینجاست. واقعاً اگر ما به مسئله‌ی آب، خاک، هوا و آن چیزهائی که منتهی میشود به این چیزها – مثل مراتع، مثل منابع طبیعی، مثل جنگلها، مثل وضع شهرسازی – نپردازیم، زندگی مردم شیرین نخواهد شد. ( بیانات مقام معظم رهبری در اسفند 1389) »

جناب آقای دکتر کلانتری

معاون محترم رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور

با سلام و احترام

اداره کل حفاظت محیط زیست استان بوشهر که قانوناً و قاعدتاً باید حافظ محیط زیست و اطمینان بخش آینده و توسعه پایدار باشد ، در این برهه حساس و شرایط بغرنج زیست محیطی استان بوشهر بدلیل تصمیمات ضد محیط زیستی  به کانون التهاب و نگرانی بدل گردیده است.

براستی آیا ما در مقابل خون سه شهید مظلوم محیط زیست مسول نیستیم؟ جهت استحضار حضرتعالی دو تن از شهدای محیط زیست استان بوشهر در منطقه حفاظت شده مند (بردخون-شهرستان دیّر) و در مواجهه با شکارچیان غیرقانونی و برای حفظ محیط زیست  جان خود را تقدیم کرده اند  و متاسفانه امروز افرادی بر خلاف مشی سازمان و راهی که شهدای ارزشمند محیط زیست جان خود را تقدیم آن کرده اند ؛ سازمان محیط زیست را از یک نهاد علمی به نهادی که تصمیمات آن تابع متغیرهای سیاسی و  اقتصادی شده است تبدیل کرده و این جفای روشن در ابتدا به خون شهدای محیط زیست شهرستان دیّر و صد البته به همه ساکنان این منطقه و آیندگان و فرزندان ما کرده اند .

جناب آقای دکتر کلانتری

بدینوسیله ما سازمان های مردم نهاد و فعالین محیط زیست از حضرتعالی درخواست داریم به این وضع نابسامان محیط زیست استان بوشهر سامانی دهید و اندک امید دلسوزان این دیار را در دولتی که شعارش حفظ و تکریم محیط زیست است را ناامید نکنید.

حضرتعالی در ماه گذشته در نشستی که  با سمن های محیط زیستی فرمودید : « تعیین چارچوب همکاری ادارات کل استانی با سمن‌های محیط زیستی تعیین گردد و دراین مسیر به‌طور قطعسازمان حفاظت محیط زیست از نظرات حاصل از خرد جمعی تشکل‌های محیط زیستی کشوردرتصمیمات خود استقبال خواهد کرد. »  بد نیست بدانید در استان بوشهر وشهرستان دیّر پس از گذشت حدود چهارسال ، انجمن های زیست محیطی این شهرستان علیرغم تلاش های فراوان و توسل به هر مقام و وکیلی برای برگزاری یک نشست مشترک و ملاقات حضوری با مدیرکل محترم محیط زیست استان و بیان نگرانی ها و دغدغه های خود ؛ هنوز توفیق  این اتفاق دست نداده و ایشان هر بار به بهانه ای این دیدار ها را یا لغو و یا به تعویق می اندازند . که میتوان به نمونه اخیر اشاره  آن نمود که در روز شنبه(10/06/1397)  تقاضای دیدار با سمن های شهرستان دیّر پس از چهارسال مورد پذیرش ایشان واقع می شود و در عین شگفتی و ناامیدی مجدد ، صبح روز یکشبنه (11/06/1397) باز هم جلسه حضوری را لغو میکند که در نوع خود این بی محلی و مدیریت تک بعدی در تاریخ محیط زیست این  مملکت بی سابقه است.بی توجهی های مکرر ایشان به درخواست ها و نظارت کارشناسی افراد خردمند و دغدغه مند استان ، این شائبه را بوجود آورده است که نکند خدای ناکرده این سنخ رفتارها و باورها به نوعی به فرهنگ سازمانی ، سازمان متبوع شما تبدیل شده است.

جناب آقای دکتر کلانتری

جنابعالی به عنوان استاد برجسته دانشگاه و از پرسابقه ترین اعضای هیئت دولت ، واقف به این امرید که تلخی ها و مشکلات امروز ما نتیجه بی توجهی و خود رایی مدیرانی است که به هیچ وجه حاضر نبودند صدای کارشناسی مردم ( که به حق به عنوان صاحبان این سرزمین ؛ بالاترین نظر است)  بشنوند و امروز کشور را با با بحران هایی مواجه کرده اند که اگر در زمان تصمیم گیری و صدور مجوزها و بر زمین زدن کلنگ ها ،همفکری به موقعی صورت میگرفت ، مشکلات بعضاً لاینحل کشور ، به راحتی  و با حداقل هزینه قابل حل بود.

 به نیکی می دانید استان بوشهر و به طور خاص جنوب این استان بدلیل توسعه نامتوازن صنعتی و بی توجهی به الزامات و پیوست های زیست محیطی ، دچار خسران های زیادی گردیده است ؛ و همه ما از مسئولین و مردم ، همیشه آرزو میکنیم که ای کاش از ابتدا به فکر می بودیم تا خسارت این تصمیات به این میزان و شدت نبود . برای شهرستان دیّر اکنون همان روزی است که آرزو میکنیم باید پیش از وقوع حادثه به فکر می بودیم . شهرستان دیّر بین دو قطب صنعتی بزرگ این کشور قرار گرفته است (پارس جنوبی و پارس شمالی) . پرسش این است که حضرتعالی و سازمان متبوع تان که سال هاست در خصوص ضرورت عاقبت اندیشی و آینده نگری درتصمیمات مربوط به محیط زیست هشدار میدهید؛ چرا امروز به فکر این دیار نیستید تا آیندگان شما را به آنچه دیگران را به آن متهم می کنید ، متهم نکنند؟؟ این رخوت و بیخیالی و عدم توجه به نظرات مردم از سوی سازمان شما و مدیران منصوب شما ، فجایعی بس مصیبت بار تر از گذشته را در پیش و روی ما ترسیم نموده است که به ناچار روی به این نوع نامه نگاری آورده ایم .

جناب آقای دکتر کلانتری

اداره کل متبوع حضرتعالی با خودخواهی تمام و عدم توجه به نظرات کارشناسان علیرغم هشدارهای متعدد و مکرر ؛  در بارندگی شدید سال گذشته باعث و بانی تلف شدن صدها راس آهوی منطقه حفاظت شده مند شد و حتی حاضر به پذیرش آمارهای رسمی که خود ایشان ارایه داده بود ، نشد و پرواز پردرد آهوان مند برای همیشه در خاطر مردم این منطقه ماند . سازمان متبوع حضرتعالی در استان بوشهر براحتی میتواند در قطب محیط زیستی این استان (بردخون) انجمن های متخصص بومی را کنار زده و فقط و فقط با انجمن های سفارش شده مرکز کشور قرارداد و تفاهم نامه امضا کند و خنده دار تر آنکه ، حفاظت از گونه های نادر دریایی و جانوری و جزایر را که می بایست بومیان محلی حافظ و نگهبان آن باشند با انجمن های اقماری به انتظار بکشد.  سازمان متبوع حضرتعالی به راحتی میتواند منطقه مشهور به خور بردستان را که به گواه اکثر کارشناسان ، شبه تالاب می باشد و انبوه جنگل های حرا را دل خود دارد بر خلاف نظر متخصصین همان اداره کل به سایت پرورش لارو میگو تخصیص دهد . مکانی که در طی سه سال و با همت مردم و بدون هیچ گونه کمک و تشریفات دولتی و اتلاف منابع مالی و معنوی متعارف و صرفاً به عزم و اراده و علاقه مردمان این دیار ؛  15 هزار نهال حرا در آن کاشته شد. امیدهای کودکان این بندر در سال سوم کاشته شدن نهال های حرا به همت اداره کل محیط زیست استان بوشهر به یاس و ناامیدی تبدیل گشته و زحمات بی شمار مردم در طرح احیا جنگل های حرا می رود که با یک امضای طلایی نابود میشود. این نمونه تازه ترین اقدام اداره کل محیط زیست استان بوشهر است که ساحل بکر و جنگل های حرا را به مکانی برای پرورش میگو اختصاص داده و علیرغم وجود سایت های متعدد بلا استفاده و بعضاً تعطیل پرورش میگو در استان بوشهر و شهرستان دیر ، با بی توجهی تمام به خطرات زیست محیطی اجرای این پروژه و نظرات کارشناسی اداره محیط زیست شهرستان و کارشناسان مستقل و سازمان های مردم نهاد محیط زیستی ، اجازه تاسیس یک سایت جدید را صادر  کرده اند.

به خدا پناه می بریم از شر امضاهای طلایی مدیرکل حضرتعالی

باید گفت که فقط و فقط اداره کل محیط زیست استان بوشهر است که میتواند نسبت به خطرات زیست محیطی شرکت های صنعتی نوار ساحلی بندر دیّر از جمله متانول کاوه غافل باشد و به بهانه های مختلف و در بحران های زیست محیطی حادث شده نقش روابط عمومی این شرکت را ایفا نماید و کل موضوع را اساسا دروغ و خیالبافی فعالان محیط زیست و مردم بومی این منطقه بداند. پدیده بی نظیر طبیعی ملی گنبد نمکی جاشک را به حال خود رها میکند.جزایر تهمادو ,گرم و نخیلو که ماوای پرندگان و لاک پشت ها می باشد را به طور کل فراموش کرده است. لطفا  اگر این تصمیات بحرانی نیست؛ انجمن های زیست محیطی را برای همیشه لغو مجوز کنید تا امید مردم به ما بیش از این نباشد و زمینه شرمندگی بیشتر در مقابل کودکانمان را فراهم نفرمایید.

و به عنوان آخرین درخواست ؛ خواهشمندیم از مدیران تان بپرسید علت اصرار به تخریب سواحل زیبای جنوب استان بوشهر با وجود آلایندگی بی شماری که صنایع نفت و گاز برای هوا و خاک منطقه بوجود آورده اند ؛ چیست ؟ما مردم این منطقه با توجه به بی مهری های مکرر و متعدد سال های گذشته ، خود را محروم از همه چیز می دانیم و تنها بازمانده دلخوشی شهرهای مان را ساحلی بکر و دست نخورده می دانستیم که با کاشت هر ساله حرا در صدد احیا و توسعه بودیم جایی که مدیران دولتی با تصمیمات غلط و بعضاً مغرضانه خود ، حداقل فرصت های زندگی مان را نیز به باد دادند .

با عنایت به موارد فوق و نگرانی شدید سازمان های مردم نهاد حامی محیط زیست و منابع طبیعی کشور و مردم خواهشمند است در خصوص تصمیمات خودسرانه و ضد محیط زیستی اداره کل محیط زیست استان بوشهر دستور  بررسی لازم را مبذول نمایید تا در آینده ای نه چندان دور افسوس این روزها را نخوریم .

 کانون زیست محیطی حافظان مند/ انجمن زیست محیطی سوکا/کانون رشد و توسعه نجیرم/ انجمن زیست محیطی پرونگ