هنوز 24 ساعت از پنجه در پنجه افکندن غرورانگیز شیربچه های ایران در مقابل قهرمان اروپا نگذشته بود و کام ها مملو از حلاوت این موفقیت ورزشی بود که سرمربی پرتغالی تیم ملی با مصاحبه ای آتشین، بادام های تلخ را قاطی شیرینی های قورت داده نشده ای کرد که همچنان مزه مزه می شدند. مصاحبه آن قدر آتشین بود که گزارشگر(میثاقیان) را واداشت که با خنده و شوخی!!! از کی روش گلایه کند که انتظار یک مصاحبه گل و بلبل داشته است نه چنین حرف هایی را

حسن محدث زاده

کی روش در این گفتگو، مستقیم و بی هیچ کنایه و اشاره ای، سرمربی کروات پرسپولیس را زیر رگبار انتقاد خود قرار داد و مدعی شد که دسیسه های او و دوستانش باعث شده است که تیم ملی نتواند فاصله چند اینچی را تا صعود به دور بعد و تاریخ سازی طی کند.

کی روش در حالی که گویی چشمه ای شور و تلخ از چشمش جاری بود، تاکید می کرد که چشم در چشم، حرف هایش را به صراحت می زند و گفت که ایران آن قدر بزرگ نیست که همزمان بتواند پذیرای او و برانکو باشد و یک نفر باید قید لمس فوتبال ایرانی را بزند.

 

پس از این بارش واژه های تند و تلخ، موج حمایت هواداران پرشمار پرسپولیس و برانکو، صفحات مجازی را در نوردید و جنگ زرگری تکراری و کسل کننده ای را که به یُمن بازی های جام جهانی موقتاً در بوته فراموشی جا خوش کرده بود، دوباره احیا شده است. جنگی که طرفداران سرخ را بر سرمربی تیم ملی برآشفته و بر آشوبیده است.

ستیز نابهنگام کی روش بر برانکو که از محبویتی ویژه در بین طرفداران میلیونی پرسپولیس برخوردار است، آدم را یاد یکی از شخصیت‌های رمان معروف هاینریش بل می‌اندازد. داستان « بیلیارد در ساعت نه و نیم» زندگی پدربزرگی را روایت می‌کند که کلیسایی را می‌سازد و پسرش که همان کلیسا را تخریب می‌کند. حال کی روش مقبولیتی را که از مسابقات جام جهانی در منظر این جماعت بدست آورده بود، نه پسرش که خود به راحتی لگدمال کرد و دوباره آن را از دست داد.

تیم ملی

در حالی که تا پیش از آغاز مسابقات، کسر قابل توجهی بر این تصور بودند که تیم ملی در سه گانه رقابت با تیم های قهرمان سابق جهان، اروپا و آفریقا، دست از پا درازتر روسیه را ترک خواهد کرد، اما تیم تحت هدایت کی روش، تورنمنت جام جهانی را آنچنان به پایان رساند که برخی از این تیم به عنوان بهترین تیم ملی تاریخ فوتبال ایران یاد می کنند. سرمربی شصت و پنج ساله تیم ملی نیز به اعتبار موفقیت به دست آمده و رضایت نسبی تحصیل شده، خواستار خروج برانکو از صفحه فوتبال وطنی شده است.

با وجود عملکرد قابل دفاع و تمجید تیم ملی در مسابقات جام جهانی، به زعم این قلم، ماموریت هفت ساله مرد پرتغالی به ایستگاه آخر رسیده و او خود باید ایران را ترک کند. برخلاف چهره های همیشه منتقدی همچو علی کریمی و خداداد عزیزی که معتقدند که از قَبلِ حضور هزینه بردار و هنگفت کی روش، هیچ عایدی نداشته ایم و در دوره های قبل هم حذف می شدیم و حالا هم نیز، اما وجهِ ممیزه‌ی تیم کنونی از تیم‌های قبلیِ ما، تشخص، نظم پذیری، جنگندگی و تلاش تا ثانیه های پایانی بود که کی‌روش به آن بخشیده است.

تیم ملی

  رقابت های قهرمانی آسیا در پیش است و برای اینکه حسرت چهل و هفت قهرمانی در این رقابت ها آب شود و جام برای بار چهارم به تهران آورده شود، تیم ملی نیازمند یک تفکر جدید است. تجربه هفت ساله نشان می دهد که تیم کی روش آن چنان به سیستم بسته و تدافعی عادت دارد که تفاوتی نمی کند حریف پرتغال و اسپانیا باشد یا قطر و عراق. بی گمان جنس بازی های جهانی و آسیایی با هم تفاوت دارند. بازی در مقابل اینیستا، پیکه، دخه آ، کریس، په په و … پلنی بسته را می طلبد اما آیا رقابت با کیسوکه هوندا ژاپنی، سونگ هیونگ کره ای، عمرعبدالرحمن اماراتی و… نیز چنین پلنی پاسخگوست؟ کی روش با همه تشخص و اعتباری که به تیم ملی داده است به این نوع فوتبال علاقه و اعتقاد بیشتری دارد. باید بر این ساختار دفاعی مستحکم روح جدیدی تزریق شود که فقط در این اندیشه نباشد که زمین و زمان را به تیم مقابل بدهد تا در میان حربه های حریف، ره به سوی دروازه آنان یابد.

تیم ملی که خلاصه تپش عاشقانه قلب هشتاد میلیون ایرانی است، باید مظهر و تجلی وحدت و یگانگی باشد نه این که فضا به سمت و سویی برود که بین تیم ملی و هوادارانِ یکی از قطب های اصیل و فراگیر مملکت، تقابل و تضاد پیش آید. اگر کمی به عقب برگردیم خواهیم دید که کم نبودند کسانی که در دل آرزوی شکست و فضاحت تیم ملی در جام جهانی داشتند. این آرزو هم فقط از همین تقابل کهنه نشات می گرفت. تقابلی که گویی کی روش در اندیشه خاموشی آن نیست.

نمی خواهم تمام تخم مرغ های شکسته را در سبد کی روش قرار دهم که برانکو هم در این آتش افروزی بی سهم و حصه نیست اما از سرمربی تیم ملی آن هم در کلاس کی روش انتظاری فراتر از این حرف ها می رود.

تیم ملی

سالها پیش از آن که کی روش به ایران بیاید، مایلی کهن که از منتقدان همیشگی اوست، برای دومین بار شانس نشستن بر نیمکت تیم ملی را بدست آورده بود. در حالی که فقط سه روز از انتخاب حاجی مایلی در راس تیم ملی نگذشته بود، بر علیه قلعه نوعی سرمربی وقت استقلال بیانیه صادر کرد و او را کوتوله و نوچه پرور خواند. علی کفاشیان رییس وقت فدراسیون در معدود تصمیمات درست دوران مدیریتی خود، به سرعت او را عزل کرد.

شاید سخن از قطع ارتباط با کی روش در حالی که تیم ملی حضوری موفق در جام جهانی داشته و خیلی ها او را حلوا حلوا می کنند، بر عده ای سخت و گران آید اما تلخی تازه به از قند مُکرر. اینکه بخواهیم احیاناً با کدخدا منشی از این روزها بگذریم و بر واقعیت ها چشم ببندیم، ناگهان این آتش زیر خاکستر بر می آشوبد و صفرا می فزاید.این تقابل دوگانه بین کی روش و برانکو استمرار خواهد داشت و هر کدام در فکر انتقام از دیگری خواهد بود. چه سمی مهلک تر از این برای تیم هایی که در اندیشه فتح قهرمانی آسیا هم در سطح ملی و هم در رقابت های باشگاهی در ماه های آتی هستند.

مهدی طارمی

برخی بر این گزاره اند که با رفتن کی روش که سابقه حضور در منچستر و رئال را در کارنامه دارد، شاید یافتن جایگزین مناسبی برای او در این سطح و کلاس جهانی سخت و بعید باشد. اتفاقاً حال که هنوز تنور جام جهانی داغ است و تیم ملی نمایش قابل تحسینی در این مسابقات داشته است، دست فدراسیون برای انتخاب یک سرمربی معتبر بسیار بازتر از شش ماه آینده است که شاید بدست عراق و قطر و بحرین از مسابقات حذف شویم و کی روش را برکنار کنیم.

  تیم ملی عصاره آرزوی های شیرین و سرخوشی یک ملت است. با استمرار و تکرار وضعیت موجود و گشاده شدن حفره اختلاف و اختناق، خاطر جمعی را بیش از پیش آزرده نکنیم. این مردم خاطرشان از نامهربانی تورم و ارز و سکه به قدر کفایت مکدر است…